پیدا





بحث داغ تخم مرغ...

درخواست حذف اطلاعات

اردو جهادی بودیم. یک بار آ شب بحث داغ تخم مرغ بود...مثلا تو این گرونی کی میاد تخم مرغ صبحانه بده به بچه های جهادی بحث گرم گرفته بود که یکی از بچه ها رفت خو د. صبح شد از خواب بیدار شد . بعضی آدما صبح که از خواب بیدار میشن کلا در عالمی دیگه سیر میکنن باید بذاری ویندوزشون بالا بیاد ...این دوست ما هم بلند شد رفت درب یخچال باز کرد خیلی شیک و قشنگ نون آورد؛چای داغ آورد و یک تخم مرغ از یخچال برداشت و نشست سر سفره؛شروع کرد با قاشق به تخم مرغ زدن؛همه با تعجب به ایشون نگاه میکردیم و فکر کردیم شاید خودش این تخم مرغ را دیروقت گذاشته بپزه. خلاصه با یک ژست خاص شروع کرد به زدن تخم مرغ...چشمتون روز بد نبیند تخم ش ت و ریخت روی نان و چای... و همچنان منتظر این بودیم که چه اتفاقی می افتد بعد از ش تن تخم مرغ دوست ما متعجب به تخم مرغ نگاه میکرد و گفت مگر امروز صبحانه تخم مرغ نداشتیم پس این چرا اینطور!!!!